خرید بک لینک
وضعیت آشفتهٔ دینداریحضرت رسول اکرم (صلیالله علیه و آله) فرمودند:«يَأْتِي عَلَى اَلنَّاسِ زَمَانٌ لاَ يُبَالِي اَلرَّجُلُ مَا تَلِفَ مِنْ دِينِهِ إِذَا سَلِمَتْ لَهُ دُنْيَاهُ»«روزگاری بر مردم بيايد كه مرد باكى ندارد از آنچه که از دينش تلف مىشود ، در صورتى كه دنيايش سلامت بماند.»«يُصْبِحُ الرَّجُلُ فِيهَا مُؤْمِنًا وَ يُمْسِي كَافِرًا»مرد در آن روزگار، صبح، با ایمان برمیخیزد و شب کافر بخواب میرود.«سَتَکونُ فِتَنٌ یصْبِحُ الرَّجُلُ فیها مُؤمِناً وَ یمْسی کافِراً الّا مَنْ احْیاهُ اللَّهُ تَعالی بِالْعِلْمِ»فتنههائی برپا خواهد شد که مرد صبح مؤمن باشد و شب کافر گردد ، مگر آنانکه خداوند متعال آنها را به نور علم زنده کرده باشد.منابع:بحارالأنوار: جلد ۷۴ ، صفحه ۱۵۷.تحف العقول: جلد ۱ ، صفحه ۵۲.دین فروشیحضرت رسول اکرم (صلیالله علیه و آله) فرمودند:وَيْلٌ للْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اقْتَرَبَ فِتَناً كَقِطَعِ اَللَّيْلِ اَلْمُظْلِمِ یصْبِحُ الرَّجُلُ مُؤْمِنًا وَ يُمْسِي كَافِرًا يَبِيعَ اَلْقَوْمُ دِينِهِمْ بِعَرَضٍ مِنَ اَلدُّنْيَا قَلِيلٌ اَلْمُتَمَسِّكُ يَوْمَئِذٍ بِدِينِهِ كَالْقَابِضِ عَلَى اَلْجَمْرَةِ أَوْ قَالَ عَلَی اَلشَّوْكِوای بر عرب از شرّی که به آنان نزدیک شده است. فتنههائی چون پارههای شب تاریک وظلمانی ؛ صبحگاهان مرد مؤمن است و به هنگام غروب کافر ؛ گروهی دین خود را به بهای ناچیز و متاع اندک میفروشند. کسی که در آن روز به دین خود چنگ زده و پایبند است ، همانند کسی است که گلولهای از آتش را در دست گرفته یا بوتهای از خار را در دست میفشرد.منابع:تحف العقول: جلد ۱ ، صفحه ۵۲.جامع الاخبار: جلد ۱ ، صفحه ۱۳۰.بحارالأنوار: جلد ۲۲ ، صفحه ۴۵۴.اوج بیغیرتیِ مردان و بیعفتی زنانحضر

برچسب: نویسنده: محمد قنبری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 22:19

عزم به مهدی (عجل الله فرجه) ، باعث شد پنج پیامبر الوالعزم شوند!خداوند متعال در قرآن مجید میفرماید:وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدم مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً.[سورۀ طه: آیه ۱۱۵]حضرت مولانا امام محمّد باقر (علیه السلام) در تفسیر این آیه مبارکه فرمودند:خداى عزّ و جلّ [در عالم ذر] از پيغمبران پيمان گرفت و فرمود: مگر من پروردگار شما نيستم؟ و اين محمد (صلی الله علیه و آله) رسول من نيست و اين على (علیه السلام) امير مؤمنان نميباشد؟گفتند: چرا ، پس نبوت آنها پا بر جا شد ؛ و از پيغمبران اولوالعزم پيمان گرفت كه من پروردگار شمايم و محمد (صلی الله علیه و آله) رسول من است و على (علیه السلام) امير مؤمنان است ، و اوصياء بعد از او، واليان امر من و خزانه داران علم من و اينكه مهدى (علیه السلام) كسى است كه بوسيلۀ او دينم را نصرت دهم و دولتم را آشكار كنم و از دشمنانم انتقام گيرم و بوسيلۀ او خواهى نخواهى عبادت شوم.گفتند: پروردگارا! اقرار كرديم و گواهى داديم ؛ ولى آدم (علیه السلام) نه انكار كرد و نه اقرار نمود ، پس مقام اولوالعزمى براى آن پنج تن از جهت مهدى (علیه السلام) ثابت شد و براى آدم (علیه السلام) عزمى براى اقرار به آن يافت نشد [از اين رو از جمع پيغمبران اولوالعزم خارج گشت]. اين است گفتار خداى عزّ و جلّ: «و هر آينه از پيش با آدم (علیه السلام) عهدى كرديم، او فراموش كرد و برايش تصميمى نيافتيم.منبع:تفسير نور الثقلين: جلد ۳ ، صفحه ۴۰۰.

برچسب: نویسنده: محمد قنبری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 22:19

آیا اول ماهِ ربیع الاول و حلول ماهَ ربیع الاول تبریک دارد؟!متاسفانه برخی از پیروان مارانوس کودتای سقیفه ، با هدف برای مخدوش کردن ماجرای شهادت حضرت صدیقه طاهره و حضرت محسن (سلام الله علیهما) و وقوع کودتای سقیفه ، مسئله تبریک در ماه ربیع الاول و خروج از ماه صفر را جعل نمودند.روایتی که به غلط مشهور شده است ، بشرح ذیل میباشد!"حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) فرمودند:هر کس پایان صفر را مژده دهد ، بهشت بر او واجب است"این حدیث در هیچیک از کتب حدیثی شیعه وارد نشده استوجعلی میباشدوجالب است که حتی علمای پیرو سقیفه نیز تصریح به جعلی بودن این روایت کردهاند:من بشرني بخروج صفر بشرته بالجنة قال القاري في الموضعات تبعا للصغاني لا أصل له.منبع:كشف الخفاء: ج ۲ ، ص ۳۰۹.قال الصغاني موضوع و كذا قال العراقيمنبع:الفوائد المجموعة في الأحاديث الموضوعة: ج ۱ ، ص ۴۳۸.اما آنچه که در روایات شیعه وارد شده است ، به این شکل میباشد:(باب) معنى قول النبي (صلى الله عليه وآله): من بشرني بخروج آذار فله الجنةحدثنا محمد بن أحمد الشيباني، وأحمد بن الحسن القطان، والحسين بن إبراهيم ابن أحمد بن هشام المؤدب، وعلي بن عبد الله الوراق، وعلي بن أحمد بن موسى بن عمران الدقاق، قالوا: حدثنا أبو العباس أحمد بن يحيى بن زكريا القطان، قال: حدثنا بكر بن عبد الله بن حبيب، قال: حدثنا تميم بن بهلول، عن أبيه، عن أبي الحسن العبدي، عن سليمان بن مهران، عن سعيد بن جبير، عن ابن عباس، قال: كان النبي (صلى الله عليه واله) ذات يوم في مسجد " قبا " وعنده نفر من أصحابه فقال: أول من يدخل عليكم الساعة رجل من أهل الجنة، فلما سمعوا ذلك قام نفر منهم فخرجوا وكل واحد منهم يحب أن يعود ليكون أول داخل فيستوجب الجنة فعلم النبي (صلى الله عليه و آله) ذلك منهم،

برچسب: نویسنده: محمد قنبری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 22:19

زمین بدور خورشید میگردد و یا خورشید بدور زمین؟؟۱)- حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند:زمین کاملاً راکن و بدون چرخش است.منبع:توحید مفضل: صفحه ۱۴۳.۲)- حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند:فصول اربعه و یک سال ، با گردش خورشید ایجاد میشود.منبع:توحید مفضل: صفحه ۱۳۰.۳)- حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند:«من دوران الشمس تدرک الغلات و الثمار».با گردش خورشید [بدور زمین] غلات و میوهها میرسند.منبع:توحید مفضل: صفحه ۱۳۰.۴)- حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند:با سیر و گردش خورشید یک سال [شمسی] کامل میشود.منبع:توحید مفضل: صفحه ۱۳۰.۵)- جناب ذوالقرنین (علیه السلام) فرمود: دو چیز از زمانیکه خلق شدهاند ، ایستاده بودهاند و دو چیز دیگر از زمان خلقت در حال گردش بودهاند ؛ اما دو چیز ایستاده ، زمین و آسمانها، و دو چیز جاری خورشید و ماه.منبع:خصال ، شیخ صدوق: جلد ۱ ، صفحه ۶۰.۶)- حضرت مولانا امامامیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند:حرکت خورشید و ماه متمایز کنندۀ شب و روز است.(۱)«... و قَدَّرَ سَيْرَهُمَا فِي مَدَارِجِ دَرَجِهِمَا لِيُمَيِّزَ بَيْنَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ بِهِمَا وَ لِيُعْلَمَ عَدَدُ السِّنِينَ وَ الْحِسَابُ بِمَقَادِيرِهِمَا».منبع:نهج البلاغة: خطبه ۹۱ ، بخش پنجم.۷)- ردّ الشمس: (۲) ؛ بمعنای بازگرداندن خورشید بعد از غروب میباشد که از معجزات انبیاء و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میباشد، سه مرتبه بدستور امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، یک مرتبه بدستور رسول الله (صلی الله علیه و آله) ، یک مرتبه بدستور جناب یوشع بن نون (علیه السلام) - وصیّ حضرت موسی کلیم الله (علیه السلام) - ، یک مرتبه بدستور داوود نبی (علیه السلام) ، یک مرتبه بدستور سلیمان نبی (علیه الس

برچسب: نویسنده: محمد قنبری تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1402 ساعت: 12:34

ضعف و سستی مردم و دوران فترت ...آبان بن تغلب از حضرت امام جعفر صادق (عليه السّلام) روايت مىكند كه آنحضرت فرمودند: «برای مردم، روزگاری فرا میرسد که همگان در آن دچار سبطه میگردند [یعنی گداخته شدن و تب و لرز] ، علم و دانش در آن ایام درهم پیچیده شود ؛ آنسان که مار در لانۀ خود، بدور خود میپیچد. در آن هنگام، ستارۀ آنها طلوع میکند.»گفتم: مقصود از سبطه [گداخته شدن] چيست؟فرمودند: «دوران فترت و غيبت امامتان، که همگان در آن دچار ضعف و سستی میگردند.»عرض كردم: ما در اين ميان چه بكنيم؟فرمودند: «در آن ایام بر عقاید خود استوار باشید تا خداوند ستارۀ شما [حضرت مهدی (علیه السلام)] را ظاهر گرداند.»أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) أَنَّهُ قَالَ: يَأْتِي عَلَى اَلنَّاسِ زَمَانٌ يُصِيبُهُمْ فِيهَا سَبْطَةٌ يَأْرِزُ اَلْعِلْمُ فِيهَا كَمَا تَأْرِزُ اَلْحَيَّةُ فِي جُحْرِهَا فَبَيْنَمَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ طَلَعَ عَلَيْهِمْ نَجْمٌ.قُلْتُ: فَمَا اَلسَّبْطَةُ؟قَالَ: اَلْفَتْرَةُ الْفَتْرَه النُّعاس وَ الضَّعفِ.قُلْتُ: فَكَيْفَ نَصْنَعُ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ؟فَقَالَ: كُونُوا عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يُطْلِعَ اَللَّهُ لَكُمْ نَجْمَكُمْمنابع:بشارة الإسلام: صفحات ۱۵۴ و ۱۵۵.الغيبة ، شیخ نعمانی: جلد ۱ ، صفحه ۱۵۹.بحارالأنوار: جلد ۵۲ ، صفحه ۱۳۴.اشاره به دوران فترت در قرآن مجیديا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشيرٍ وَ لا نَذيرٍ فَقَدْ جاءَكُمْ بَشيرٌ وَ نَذيرٌ وَ اللهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌاى اهل كتاب! پيامبر ما، پس از فاصله و فترتى ميان پيامبران ، بسوى شما آمد ؛ در

برچسب: نویسنده: محمد قنبری تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1402 ساعت: 12:34

أَخْبَرَنَا عَبْدُ اَلْوَاحِدِ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ يُونُسَ ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ اَلْقُرَشِيُّ ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي اَلْخَطَّابِ ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ أَبِي طَلْحَةَ ، عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) يَا ثَابِتُ كَأَنِّي بِقَائِمِ أَهْلِ بَيْتِي قَدْ أَشْرَفَ عَلَى نَجَفِكُمْ هَذَا وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى نَاحِيَةِ اَلْكُوفَةِ فَإِذَا هُوَ أَشْرَفَ عَلَى نَجَفِكُمْ نَشَرَ رَايَةَ رَسُولِ اَللَّهِ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَإِذَا هُوَ نَشَرَهَا اِنْحَطَّتْ عَلَيْهِ مَلاَئِكَةُ بَدْرٍ.قُلْتُ: وَ مَا رَايَةُ رَسُولِ اَللَّهِ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)؟!قَالَ: عَمُودُهَا مِنْ عُمُدِ عَرْشِ اَللَّهِ وَ رَحْمَتِهِ وَ سَائِرُهَا مِنْ نَصْرِ اَللَّهِ لاَ يَهْوِي بِهَا إِلَى شَيْءٍ إِلاَّ أَهْلَكَهُ اَللَّهُ.قُلْتُ: فَمَخْبُوَّةٌ عِنْدَكُمْ حَتَّى يَقُومَ اَلْقَائِمُ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) أَمْ يُؤْتَى بِهَا؟قَالَ لاَ بَلْ يُؤْتَى بِهَا.قُلْتُ: مَنْ يَأْتِيهِ بِهَا؟قَالَ جَبْرَئِيلُ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ).ابوحمزه ثمالى گويد: امام باقر (عليه السّلام) بمن فرمود: اى ثابت گوئى كه من هم اكنون قائم خاندان خويش را مىنگرم كه به اين نجف شما نزديک مىشود - و با دست خود بسمت كوفه اشاره فرمود - و همين كه به نجف نزديک شود ، پرچم رسول خدا (صلّى اللّٰه عليه و آله) را برخواهد افراشت و چون آن را برافرازد ، فرشتگان بدر بر او فرد آيند.عرض كردم: پرچم رسول خدا (صلّى اللّٰه عليه و آله) چيست؟فرمود: ميلۀ آن از عمودهاى عرش خدا

برچسب: نویسنده: محمد قنبری تاريخ: جمعه 10 شهريور 1402 ساعت: 1:01

سَعْدُ بْنُ جَنَاحٍ الْكَشِّيُّ، قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَزِيدَ الْقُمِّيُّ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ، عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ الرَّوَّاسِيِّ، عَنْ سَدِيرٍ، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ مَعِي سَلَمَةُ بْنُ كُهَيْلٍ وَ أَبُو الْمِقْدَامِ ثَابِتٌ الْحَدَّادُ وَ سَالِمُ بْنُ أَبِي حَفْصَةَ وَ كَثِيرٌ النَّوَّاءُ وَ جَمَاعَةٌ مَعَهُمْ، وَ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) أَخُوهُ زَيْدُ بْنُ عَلِيٍّ (علیه السلام) ، فَقَالُوا لِأَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام): نَتَوَلَّى عَلِيّاً وَ حَسَناً وَ حُسَيْناً وَ نَتَبَرَّأُ مِنْ أَعْدَائِهِمْ!قَالَ نَعَمْ.قَالُوا: نَتَوَلَّى أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ نَتَبَرَّأُ مِنْ أَعْدَائِهِمْ!قَالَ: فَالْتَفَتَ إِلَيْهِمْ زَيْدُ بْنُ عَلِيٍّ ، قَالَ لَهُمْ: أَ تَتَبَرَّءُونَ مِنْ فَاطِمَةَ؟! بَتَرْتُمْ أَمْرَنَا بَتَرَكُمُ اللَّهُ، فَيَوْمَئِذٍ سُمُّوا الْبُتْرِيَّةَ.سدیر گوید: بر امام باقر (علیه السلام) وارد شدم ، در حالیکه سلمة بن کُهیل و ابوالمقدام ثابت حدّاد و سالم بن ابی حفصه و کثیر نوّاء و جماعتی با ایشان همراهم بودند و نزد امام باقر (علیه السلام) برادرش زید حضور داشت.پس آن جماعت به امام گفتند: ما پیروی میکنیم از علی و حسن و حسین (علیهم السلام) و بیزاری میجوئیم از دشمنانشان!حضرت فرمودند: بسیار خوب.باز ایشان گفتند: همچنین پیروی میکنیم از ابوبکر و عمر (لعنة الله علیهما) و بیزاری میجوئیم از دشمنانشان![در این هنگام] زید رو به ایشان کرد و گفت: «آیا از فاطمه (سلام الله علیها) برائت میجوئید؟ از امر ما بُریدید ، خد

برچسب: نویسنده: محمد قنبری تاريخ: جمعه 10 شهريور 1402 ساعت: 1:01

ندائی از آسمانندائی از زمینمحتوای ندای جبرئیل امین (عللیه السلام)محتوای ندای ابلیس (لعنة اللّٰه علیه)بررسی محتوای ندای جبرئیل امین (علیه السلام) و فریاد شیطان (لعنة الله علیه) در کلام حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام)حضرت امام جعفر صادق (صلواة اللَّه علیه) فرمودند:یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَنَّ فُلَاناً هُوَ الْأَمِیرُ وَ یُنَادِی مُنَادٍ أَنَّ عَلِیّاً وَ شِیعَتَهُ هُمُ الْفَائِزُونَ.قُلْتُ: فَمَنْ یُقَاتِلُ الْمَهْدِیَّ بَعْدَ هَذَا؟فَقَالَ: إِنَّ الشَّیْطَانَ یُنَادِی أَنَّ فُلَاناً وَ شِیعَتَهُ هُمُ الْفَائِزُونَ لِرَجُلٍ مِنْ بَنِی أُمَیَّةَمنادی از آسمان نداء میدهد: همانا فلانی [یعنی مهدی (علیه السلام)] ، او امیر است و یک منادی نداء میدهد: «همانا علی (علیه السلام) و شیعیانش رستگارانند».عرض شد: بعد از این [علامت و نشانهها] چه کسی با مهدی (علیه السلام) جنگ میکند؟فرمودند: «همانا شیطان (لعنة الله علیه) نداء میدهد: فلانی ، یعنی مردی از بنی امیه [عثمان (لعنة الله علیه)] و پیروانش رستگارانند.همچنین حضرت امام جعفر صادق (صلواھ اللَّه علیه) فرمودند:یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ أَوَّلَ النَّهَارِ أَلَا إِنَّ الْحَقَّ فِی عَلِیٍّ وَ شِیعَتِهِ ثُمَّ یُنَادِی إِبْلِیسُ لَعَنَهُ اللَّهُ فِی آخِرِ النَّهَارِ أَلَا إِنَّ الْحَقَّ فِی السُّفْیَانِیِّ وَ شِیعَتِهِ فَیَرْتَابُ عِنْدَ ذَلِکَ الْمُبْطِلُونَ.یک منادی از آسمان در اول روز نداء میدهد: «آگاه باشید حق در علی (علیه السلام) و شیعیانش میباشد» ، سپس ابلیس (لعنة الله علیه) در آخر روز نداء میدهد: «حق در سفیانی و پیروانش میباشد» ؛ پس در این هنگام افراد مبطل دچار ریب و شکّ میشوند!منابع:بحارالأنوار: جلد ۵۲ ، صفحه ۲۹۴.

برچسب: نویسنده: محمد قنبری تاريخ: جمعه 10 شهريور 1402 ساعت: 1:01

برف همه جا را سفید پوش کرده بود، سوز سرما تا مغز استخوان فرو میرفت. هیچ اثری از آدمیزاد نبود، کامیون اصغر آقا هم از برف سفید شده بود. با عصبانیّت، کاپوت ماشین را بست و در حالیکه به کاظم شاگردش بد و بیراه میگفت، سوار ماشین شد، در را محکم بست و شیشهها را هم بالا کشید و با مالیدن دستها به همدیگر خودش را گرم میکرد. پتو را از پشت صندلی برداشت و کشید روی دوشش. از دست کاظم خیلی ناراحت بود، همین طور بد و بیراه نثار او میکرد. فلاکس چای را برداشت تا در آن سرما با خوردن چای خودش را گرم کند.خیلی کلافه بود، لیوان تا نصفه پر شد، یک لعنتی هم نثار فلاکس کرد و بعد از خوردن همان نصف چای، سرش را روی فرمان ماشین گذاشت و بیاد حرفهای کاظم افتاد: «اصغر آقا شرمندهام، من نمیتوانم همراه شما بیایم».«بیخود میکنی، مگر شهر هرته که هر وقت خواستی بیایی و هر وقت خواستی نیایی».کاظم در حالیکه رنگش زرد شده بود ، خیلی آهسته و با صدای لرزان گفت: «بخدا خیلی دلم میخواهد بیایم ، ولی این هفته عروسی خواهرم هست و او هم جز من کسی را ندارد و همه کارهای عروسی هم روی دوش من افتاده».اصغرآقا با یک نگاه تند، رویش را از کاظم برگرداند و در حالیکه پشت به کاظم راه میرفت، گفت: « به جهنم! نیا، من هم دو برابر از حقوقت کم میکنم، حالا هم تا من میروم خانه خداحافظی کنم، گریس کاری ماشین را تمام کن».با اخم و تَخم، پارکینگ را به سمت خانه ترک کرد، در راه بسختی سفر بدون شاگرد فکر میکرد، و در راه به کاظم بد و بیراه میگفت.قبل از اینکه به خیابانی که خانهاش در آن بود برسد، دکمه باز پیراهنش را بست تا جلو در و همسایه آبروداری کرده باشد و بقول زنش توران خانم آبروی آنها را تو در و همسایه نبرد.در حالیکه سبیلهای بلندش را میجوید ، زن

برچسب: نویسنده: محمد قنبری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1402 ساعت: 12:15

هرثمة بن سلیمقَالَ نَصْرٌ وَ حَدَّثَنَا مَنْصُورُ بْنُ سَلَّامٍ عَنْ حَیَّانَ التَّیْمِیِّ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ عَنْ هَرْثَمَةَ بْنِ سُلَیْمٍ قَالَ: غَزَوْنَا مَعَ عَلِیٍّ (علیه السلام) صِفِّینَ فَلَمَّا نَزَلَ بِكَرْبَلَاءَ صَلَّی بِنَا فَلَمَّا سَلَّمَ رَفَعَ إِلَیْهِ مِنْ تُرْبَتِهَا فَشَمَّهَا ثُمَّ قَالَ: «وَاهاً لَكِ یَا تُرْبَةُ لَیُحْشَرَنَّ مَعَكِ قَوْمٌ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِسابٍ».قَالَ: فَلَمَّا رَجَعَ هَرْثَمَةُ مِنْ غَزَاتِهِ إِلَی امْرَأَتِهِ جَرْدَاءَ بِنْتِ سُمَیْرٍ وَ كَانَتْ مِنْ شِیعَةِ عَلِیٍّ (علیه السلام) حَدَّثَهَا هَرْثَمَةُ فِیمَا حَدَثَ ، فَقَالَ لَهَا أَ لَا أُعْجِبُكِ مِنْ صَدِیقِكِ أَبِی حَسَنٍ!قَالَ: لَمَّا نَزَلْنَا كَرْبَلَاءَ وَ قَدْ أَخَذَ حَفْنَةً مِنْ تُرْبَتِهَا فَشَمَّهَا وَ قَالَ: «وَاهاً لَكِ أَیَّتُهَا التُّرْبَةُ لَیُحْشَرَنَّ مِنْكِ قَوْمٌ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِسابٍ» وَ مَا عِلْمُهُ بِالْغَیْبِ؟!فَقَالَتِ الْمَرْأَةُ لَهُ: دَعْنَا مِنْكَ أَیُّهَا الرَّجُلُ ، فَإِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ لَمْ یَقُلْ إِلَّا حَقّاً.قَالَ فَلَمَّا بَعَثَ عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ زِیَادٍ الْبَعْثَ الَّذِی بَعَثَهُ إِلَی الْحُسَیْنِ (علیه السلام) كُنْتُ فِی الْخَیْلِ الَّتِی بَعَثَ إِلَیْهِمْ فَلَمَّا انْتَهَیْتُ إِلَی الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ أَصْحَابِهِ عَرَفْتُ الْمَنْزِلَ الَّذِی نَزَلْنَا فِیهِ مَعَ عَلِیٍّ وَ الْبُقْعَةَ الَّتِی رُفِعَ مِنْ تُرْبَتِهَا وَ الْقَوْلَ الَّذِی قَالَهُ فَكَرِهْتُ مَسِیرِی فَأَقْبَلْتُ عَلَی فَرَسِی حَتَّی وَقَفْتُ عَلَی الْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَسَلَّمْتُ عَلَیْهِ وَ حَدَّثْتُهُ بِالَّذِی سَم

برچسب: نویسنده: محمد قنبری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1402 ساعت: 12:15

روایات بسیاری در مورد پاداشها و ثوابهای گریه بر امام حسین (ع) از لسان مبارک ائمه اطهار (ع) روایت شده است. یکی از این پاداشها، استغفار امیرالمؤمنین امام علی (ع) و امام حسین (ع) برای گریه کنندگان بر مصائب امام حسین (ع) است که در نهایت خداوند گناهان فرد گریه کننده را بواسطۀ همین اشک میآمرزد.روایت اول:عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ قَالَ: «حَجَجْتُ مَعَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ فَقُلْتُ: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَوْ نُبِشَ قَبْرُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (ع) هَلْ کَانَ یُصَابُ فِی قَبْرِهِ شَیْءٌ؟فَقَالَ: یَا ابْنَ بُکَیْرٍ مَا أَعْظَمَ مَسَائِلَکَ إِنَّ الْحُسَیْنَ (ع) مَعَ أَبِیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَخِیهِ فِی مَنْزِلِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ مَعَهُ یُرْزَقُونَ وَ یُحْبَرُونَ وَ إِنَّهُ لَعَنْ یَمِینِ الْعَرْشِ مُتَعَلِّقٌ بِهِ یَقُولُ: «یَا رَبِّ أَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی» وَ إِنَّهُ لَیَنْظُرُ إِلَى زُوَّارِهِ وَ إِنَّهُ أَعْرَفُ بِهِمْ وَ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ مَا فِی رِحَالِهِمْ مِنْ أَحَدِهِمْ بِوُلْدِهِ وَ إِنَّهُ لَیَنْظُرُ إِلَى مَنْ یَبْکِیهِ فَیَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ یَسْأَلُ أَبَاهُ الِاسْتِغْفَارَ لَهُ وَ یَقُولُ أَیُّهَا الْبَاکِی لَوْ عَلِمْتَ مَا أَعَدَّ اللَّهُ لَکَ لَفَرِحْتَ أَکْثَرَ مِمَّا حَزِنْتَ وَ إِنَّهُ لَیَسْتَغْفِرُ لَهُ مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ وَ خَطِیئَهٍ».عبداللَّه بن بکیر با امام صادق (ع) گفتگو میکرد. در ضمن گزارش این گفتگوی طولانی آمده است که راوى مىگوید: محضر امام (ع) عرض کردم: اى پسر رسول خدا (ص) اگر قبر حضرت حسین بن على (ع) را نبش کنند، در قبر به چیزى برخورد مىکنند؟حضرت در جواب فرمودند: «چه سؤال بزرگى کردى

برچسب: نویسنده: محمد قنبری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1402 ساعت: 12:15

صفحه بندی